سورنا، فاتح پارتی و مبدع جنگ های پارتیزانی


انتشار : ۱۹ اردیبهشت , ۱۴۰۰


سورنا,سردار پارت,مشاهیر تاریخ ایران,شیدرخ تراول,تور تاریخیسورنا,سردار پارت,مشاهیر تاریخ ایران,شیدرخ تراول,تور تاریخی

سورنا سرداری بزرگ از سیستان و بلوچستان و بزرگ مرد نامدار تاریخ ایران در زمان اشکانیان بود که فرماندهی سپاه ایران را در جنگ با رومیان بر عهده داشت. وی توانست در این جنگ رومی ها را که همیشه پیروز میدان بودند برای اولین بار شکست دهد و اینگونه نامش را با افتخار در تاریخ شکوهمند ایران به ثبت برساند. در ادامه با شیدرخ تراول همراه باشید تا این سردار غیور و شجاع را بیشتر بشناسید.

 

رزرو بلیط و هتل دلخواه خود را از شیدرخ تراول بخواهید.

 

سورنا که بود؟

سپهبد سورنا (رستم سورن پهلو) یکی از سرداران شجاع زمان اشکانیان بود که به گفته پلوتارک در دلیری و توانایی پیشروترین پارتی/ایرانی زمان خود بود. سورنا در سال ٨٢ ق.م دیده به جهان گشود و در سال ٥٢ ق.م در سن سی سالگی به قتل رسید. او فرزند آرخش(آرش) و ماسیس سپهبد ایران در زمان اشکانیان بود که علی رغم عمر کوتاهش، در میان مردم باستان به شهرت و محبوبیت خاصی دست پیدا کرد.

پلوتارک نه تها دلیری و توانایی سورنا را می ستاید بلکه او را بعنوان بلندقدترین و خوش چهره ترین مرد زمان خود یاد کرده است. سورنا بزرگ مردی زاده سیستان و بلوچستان بود که توانست مردم این استان را در جهت تحولات سیاسی متحد کند. برخی از اساتید دانشگاه معتقدند که رستم سیستان که در شاهنامه آمده همان سورنا است.

نژاد، ثروت و شهرت سورنا تا حدی بود که بعد از شاه در رتبه اول قرار داشت و از آنجا که دارای خانواده ای نجیب و با اصالت بود حتی در روز تاجگذاری پادشاه این حق را داشت که کمربند پادشاه را به کمر ببندد. سورنا پس از نشاندن ارد به تخت پادشاهی، شهر سلوکیه را تصرف کرد، بر دیوار آن شهر رفت و با دستان خود اشخاصی که مقاومت می کردند را به زیر افکند. او در این هنگام فقط ٣٠ سال داشت اما از چنان دلیری و خردمندی برخوردار بود که توانست کراسوس، سردار رومی را مغلوب خود سازد. اگرچه وی توانست کراسوس را با ذکاوت و توانمندی خود شکست دهد اما ارد به جای پاداش دادن به سورنا، بر او حسد برد و نابودش کرد.

 

 

تور سالمندان شیدرخ

 

به گفته پلوتارک تاریخ نویس یونانی، به هنگام سفر هزار شتر وسایل سفر سورنا را حمل می کردند. همچنین هزار سواره نظام زره پوش و هزار سواره نظام عادی او را همراهی می کردند. سورنا در سال ٥٢ ق.م در این جنگ دلاورانه جنگید و توانست کراسوس را شکست و سپاهیان رومی را در اسارت اشکانیان در آورد اما در نهایت خود و پسرش جانشان را از دست دادند.

پلوتارک این جنگ را اینگونه توصیف می کند: سورنا سر و دست کراسوس را برای ارد می فرستند که برای بستن پیمان صلحی در ارمنستان به سر می برد اما در سلوکیه این شایعه را منتشر می کند که کراسوس زنده است و بزودی به شهر آورده می شود. او به این روش به سلوکیه وارد می شود و آنجا را تصرف می کند. اما آنچه که درباره سورنا غم انگیز است شیوه مرگ اوست زیرا بعد از این پیروزی به فرمان ارد به قتل رسید چراکه این پیروزی چنان محبوبیتی به او در بین مردم بخشید که موجب حسادت شاه به او شد.

شخصیت سورنا مقبول تمام مورخان ایرانی و یونانی است و تقریبا در تمام کتب تاریخی درباره مرگ غم انگیز و ناجوانمردانه او چنین نوشته شده است: "این سورنا بوده که ارد را به تخت نشاند و شهر سلوکیه را تصرف کرده و اولین کسی بوده که بر دیوار شهر مذکور بر آمده و با دست خود اشخاصی را که مقاومت می کردند به زیر افکنده".

 

تور بانوان شیدرخ

 

کراسوس و سورنا در نبرد حران

در زمان پادشاهی ارد یکم(٨٠-٩٠ ق.م) دولت های ایران و روم در مقابل یکدیگر قرار گرفتند. در آن زمان کراسوس، سردار رومی به فرمان داری سوریه منسوب شده بود. او در سر داشت که پس از استقرار در سوریه، ایران را تصرف کند و تا هند نیز پیش رود. کراسوس پس از استقرار در سوریه، در بین النهرین(عراق) که قسمتی از امپراطوری اشکانی به شمار می رفت، شروع به ویرانگری و کشت و کشتار کرد و حتی پادگان هایی را در آنجا دایر کرد و سپس به سوریه بازگشت. در همین هنگام، ارد سفیری را نزد او فرستاد و دستور داد تا هرچه سریع تر خاک ایران را ترک نماید اما کراسوس به درشتی پاسخ داد که به زودی سلوکیه را تصرف خواهد کرد.

سربازان رومی مستقر در عراق که از این پیغام دچار ترس و وحشت شده بودند می گفتند: "پارتی ها مردمی هستند که از تعقیب آنها نمی توان جان به در برد و اگر فرار کنند، نمی توان به آنها رسید. تیرهایی دارند که رومی ها با آنها آشنا نیستند و با چنان نیرویی تیر می اندازند که نمی شود سرعت آن را مشاهده کرد و پیش از این که شخص، در رفتن تیر را از کمان ببیند، تیر به او خورده است. اسلحه جنگی سواری هایشان همه چیز را شکسته، از همه چیز می گذرد و به اسلحه دفاعیشان (سپر و زره) چیزی کارگر نیست". با وجود ترس و وحشت سربازان رومی، کراسوس با قولی که از "ارته باز" پادشاه ارمنستان برای همراهی و حمایت گرفته بود، به سمت عراق پیش رفت و از مرز میان ایران و روم(فرات) گذشت و فرمان داد تا پل فرات را پشت سرش ویران کنند تا مانع از عقب نشینی سربازان وحشت زده اش شود.

 

 

در جبهه مقابل، سپاه ایران برای مقابله با دو دشمن تقسیم شده بود. ارد در راس سپاهی به سوی ارمنستان پیش رفت تا شاه خائن آن را سرنگون کند. سورنا نیز در راس سپاهی دیگر برای مقابله با رومیان، راهی عراق شد. پلوتارک در این رابطه اینچنین می نویسد: " سورنا از حیث نژاد و ثروت و نام، بعد از شاه مقام نخست را داشت. از جهت شجاعت و هوشیاری در میان پارتی ها اول کس بود و از حیث قد و قامت از کسی عقب نمی ماند. هنگامی که مسافرت می کرد، هزار شتر بار و بنه او را حرکت می داد. دویست ارابه حرم او را جا به جا می کرد و هزار سوار، غرق آهن و پولاد و پیش از آن، سپاهیان سبک اسلحه همراه او بودند. زیرا دست نشاندگان و گماشتگانش می توانستند ده هزار سوار برای او تدارک کنند. نجابت خانوادگیش این حق را به او داده بود که روز جشن تاجگذاری پادشاه پارت، کمربند شاهی را ببندد. این سردار ارد را بر تخت نشاند حال آن که او (ارد) را رانده بود. سورنا در این زمان کمتر از سی سال داشت و با وجود این، هوشیاری و خرد وی، باعث نامی بزرگ برای او شده بود".

 

تور عشایر شیدرخ

 

کراسوس بعد از مدتی پیش روی در بیابان های عراق، با مشاهده سپاه سورنا در حوالی شهر حران، نیروهایش را با نگرانی به سمت پارتیان حرکت داد. اگرچه در ابتدا سپاه پارتیان در نظر رومیان با شکوه و صلابت به نظر نیامد اما در واقع این امر ترفند سورنا برای گمراه کردن نیروهای دشمن بود. سورنا سپاه خود را طوری آرایش داده بود که قسمت عمده آنان در پشت صف اول قرار گیرند و برای اینکه تعداد آنها دیده نشود دستور داده بود تا خود را با ردایی بپوشانند. همچنان که رومیان به سپاه ایران نزدیک می شدند، سپاهیان ایران فریادهای وحشت آور و صداهای هولناک و مهیب ایجاد می کردند و موجب رعب و وحشت رومیان می شدند. در این میان ناگهان پارتی ها رداهای خود را بیرون آورده و با کلاه خودها و جوشن های فلزی خود آشکار می شدند. کمان داران پارتی نیروهای رومی را که به شکل مربع آرایش داده شده بودند احاطه کرده و به تیر بستند و نیروهای سواره و پیاده نظام را نیز زمین گیر ساختند.

سربازان رومی به امید تمام شدن تیر پارتی ها می خواستند وارد نبرد تن به تن با آنان شوند اما غافل از این بودند که در پس سپاه سرونا، شترهای فراوانی وجود داشت که بارشان تیر یود و پیاپی به سربازان خود تیر منتقل می کردند. در این هنگام، پسر کراسوس با تعدادی از سواره سپاه و پیاده سپاه رومی به سمت یکی از گروه های سپاه سورنا حمله ور شد. پارتیان یکی از تاکتیک های نظامی خود را به کار برده و آنها را وادار به تعقیب خود کردند تا آنها را از سپاهیان خود دور کنند. آنها به محض دستیابی به هدف خود، به سرعت به سوی سپاهیان رومی شتافتند تا با آنها مقابله کنند. سواره سپاه پارتی نیز برای جلوگیری از دید درست رومیان، بر روی شن زارها می تاختند تا ایجاد گرد و غبار کنند. سپس آنها را تیر باران کرده و دست سربازان رومی را به سپرهایشان و پاهای آنان را به زمین می دوختند. سواره سپاهان سنگین اسلحه نیز با نیزه های سنگین، سپر و جوشن های خود سربازان رومی را در هم کوفتند به طوری که از بیش از سه هزار سرباز رومی فقط پانصد نفر بر جای ماند.

 

 

تور عکاسی شیدرخ

 

نتیجه جنگ سورنا و کراسوس

با تار و مار شدن سربازان رومی توسط سپاهیان سواره و پیاده پارتی، شب فرا رسید و پارتیان به اردوگاه خود برگشتند. رومیان مجروحان خویش را رها کرده و به دژ شهر حران پناه بردند. فردای روز جنگ، پارتیان به حران رسیدند ولی با رسیدن شب، کراسوس و بازمانده سپاهیانش از آنجا گریختند و به کوه های اطراف پناه بردند. اما پارتیان به زودی آنها را یافتند و محاصره کردند. در این لحظه کراسوس خود و سربازانش را تسلیم سورنا نمود زیرا دیگر توانی برای مقابله و ایستادگی در خود نمی دید. سورنا، سردار فاتح پارتی نیز برای پاسخ به اقدام گستاخانه کراسوس که به خود جرات داده بود به قلمرو اشکانی هجوم آورد، به روش خود رومیان عمل کرد. او کراسوس را سوار بر اسب کرد و به همراه جمعی از خوانندگان و نوازندگان، دور تا دور شهر چرخاند و سپس وی را اعدام کرد و سر او را نزد ارد در ارمنستان فرستاد. اقدام جسورانه و هوشمندانه سورنا، اولین پیروزی باشکوه ایران علیه روم ها را در اوج اقتدار و توانمندی شکل داد و آن را در تاریخ به ثبت رسانید.

تنها واقعه تلخ بعد از این پیروزی شیرین، مرگ سورنا بود. مورخان رومی نوشته اند که بدگمانی، ترس و حسد ارد نسبت به سورنا باعث کشته شدن چنین قهرمان بزرگی شد...

 

 

سپهبد سورنا، مبدع جنگ های پارتیزانی

شاید کسی نداند که ایرانیان مبدع جنگ های پارتیزانی بودند. پارتیزان به معنای چریک ریشه در پارت های ایران دارد. این نوع جنگ را سپهبد سورنا با سپاهی اندک و تاکتیکی خاص در سال ٥٢ ق.م در برابر کراسوس با ٤٣ هزار سرباز در جنگ حران ابداع کرد و رومیان را شکست داد. در این جنگ سورنا، از تاکتیک و سلاح های تازه استفاده کرد. هر سرباز سوار ایرانی با خود مشک کوچکی پر از آب حمل می کرد و دچار تشنگی نمی شد. به پیادگان با مشک هایی که بر شترها بار بود آب و مهمات می رساندند. سربازان ایرانی به نوبت و با تاکتیک خاصی که برای رومیان تازگی داشت از میدان نبرد خارج می شدند و به استراحت می پرداختند. سواران ایران قادر به تیر اندازی از پشت سر بودند. ایرانیان کمان های تازه اختراع کرده بودند که با آنها توانستند پای پیادگان رومی را که با سپرهای بزرگ در برابر آنان و برای حفاظت از سواران قلعه درست کرده بودند به زمین بدوزند. ایرانیان دارای زوبین های دوکی شکل بودند که با دستگاه کاملا تازه ای تا فاصله دور پرتاب می شد. شمشیرهای آنان شکننده نبود. هر واحد تنها از یک نوع سلاح استفاده می کرد و مانند رومیان خود را سنگین نمی کردند. این بود که ایرانیان تا آخرین نفس جنگیدند و توانستند رومیان را شکست دهند

 

برای کسب اطلاعات تاریخی، فرهنگی، هنری و... از ایران و جهان به بخش مجله گردشگری شیدرخ مراجعه فرمائید.

سوالات و نظرات خود را درباره این مطلب با ما به اشتراک بگذارید.

عضویت در خبرنامه شیدرخ

 

 


امتیاز 5.00از 5 (1 رای)